سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ | ۲۳:۳۸ ۱۱ بازديد
قرار گرفته و سایر ویژگیهای اردکهای اقیانوسی را دارد. [34] ویژگی اصلی این پرنده، کوتاهی و اندازه بسیار کوچک بالهایش است که قدرت کافی برای بالا بردن بدن ندارند و فقط برای حرکت دادن ارواح آن در امتداد قدیس آب به کار مشرکان میروند، نه در آب، و مانند پاروهای کشتی بخار عمل میکنند. با کمک این بالها و پاهای قوی و پهنش، با سرعت شگفتانگیزی حرکت میکند.{36}اغراق نیست اگر بگوییم سرعت آن از دوازده تا پانزده مایل در ساعت است. شکل موکل جن عجیب بال و پرهای کوتاه و کلیسا سفتی که آن را میپوشاند، همراه با قدرتی که این
پرنده برای مدت زمان قابل توجهی در زیر آب دارد، آن را به پیوندی چشمگیر بین جنس Anas و Aptenodytes تبدیل میکند . بسیاری از دریانوردان سابق متوجه آن شدهاند. بزرگترین پرندهای که پیدا کردیم، از انتهای منقار تا دم چهل اینچ طول داشت و سیزده پوند وزن اجنه غیر مسلمان داشت؛ اما کاپیتان کوک در سفر دوم خود اشاره میکند که وزن یکی از آنها بیست و نه پوند بوده است. [35] کشتن آنها به دلیل محتاط بودن و پوشش طلسم فرشته ضخیم پرهایشان که توسط هر دعا چیزی کوچکتر از ساچمه قو غیرقابل نفوذ است، بسیار دشوار است. طعم گوشت
آنها آنقدر قوی و ماهی مانند است که در ابتدا آنها را فقط برای نمونه میکشتیم. با این حال، پنج یا شش ماه با غذاهای نمکی، به بسیاری آموخت که همزاد چنین غذایی را خوش طعم تعویذ بدانند و دریانوردان هرگز فرصتی را برای خوردن آنها از دست نمیدادند. من این دین اردکها را به کیمیاگری گوشت نمکسود ترجیح دادهام، اما بیشتر به عنوان پیشگیری از اسکوربوت، تا به خاطر دوست داشتن طعمشان. من با تغییر نامها، بهویژه در تاریخ طبیعی، بدون دلیل موجه مخالفم، اما در این مورد فکر میکنم نام «کشتی بخار» بسیار دعا مناسبتر و توصیفیتر از
حرکت سریع پارو زدن این پرندگان است تا طلسمات «اسب مسابقه». همچنین معتقدم که نام «کشتی بخار» اکنون بهطورکلی توسط کسانی که از این مناطق بازدید کردهاند، به آن داده میشود. بسیاری از صدفها [36] به وسیلهی یک تفنگ فیزیگیگ که آقای تارن در یکی از کلبهها پیدا کرد، از کف دریا گرفته شماره ملا دعانویس شدند: این یک ...{37}میلهای ناهموار، به طول هشت یا ده فوت، که در فاضل آباد یک انتها به صورت ضربدری دعانویس دعانویس شکافته شده و به گونهای باز شده که چهار شاخک تشکیل میدهد و توسط دو تکه چوب کوچک از هم جدا نگه داشته میشود.
اگرچه به طور زمختی ساخته شده بود، اما به طرز فوقالعادهای برای جمعآوری صدف جادوگر سازگار شده بود و توسط سرخپوستان برای جمعآوری تخمهای دریایی استفاده میشود که در تنگه در اندازههای بسیار بزرگ یافت میشوند و بدون گالیکش شک برای آنها یک غذای لذیذ هستند. در طول سفرمان، بهترین مکان را برای صعود به گلباف کوه برفی که از آن زمان «تارن» نام گرفته بود، مشخص کردیم؛ و جراح، که کوه به نام فرشتگان اوست، با گروهی از افسران برای انجام این تلاش عازم شد، فرشتگان که در آن موفق شد و چنان دید وسیعی به دعا دست آورد
که مرا بر آن علوم غریبه داشت تا چند روز بعد تصمیم بگیرم از آن بالا بروم، تا جهت قله را بدست کافر آورم و ارتفاع آن را با فشارسنج اندازهگیری کنم. در بندر گز این میان، از رودخانه سِدگِر («ریو دِ شیطان سن خوان دِ پوزِسیون» سارمینتو) بازدید کردم و به دلیل وجود چندین کرانه که در هنگام کم آبی خشک هستند، در ورود به آن با مشکل مواجه شدم. با این رمل حال، بین آنها، نهر یک کانال کوچک را باز نگه میدارد که از طلسم طریق آن به هدف خود رسیدیم. هر تندبادی شیاطین باعث تغییر کرانهها میشود و
جادو سیاه بین اولین و آخرین بازدید ما از پورت فمین، دهانه رودخانه دستخوش تغییرات زیادی شد. بستر رودخانه آنقدر پر از درختان افتاده است که ما نتوانستیم با قایق، بیش از سه مایل و نیم بالاتر از دعاگر ورودی آن برویم. در جادو سیاه آنجا حدود پانزده شماره ملا یارد عرض داشت و از هر طرف توسط کرانههای انبوه جنگلی با ارتفاع متوسط محدود شده بود. درختان این کرانهها بزرگ هستند، عمدتاً دعا ذکر دو گونه جفر راش که قبلاً ذکر شد و پوست درخت وینتر؛ علاوه بر این، درختچههای زیادی وجود دارد و یک زیردرخت غیرقابل نفوذ دعانویس از سید و حاجی آربوتوس،
بربریس و بوتههای کشمش وجود دارد. بزرگترین درخت راشی که ما دیدیم نمیتوانست بیش از سی یا چهل اینچ قطر رمال داشته باشد، که در مقایسه طلسم با درختانی که توسط دریاسالار بایرون مشاهده شده بود، ناچیز بود. او در توصیف گشت و گذار
پرنده برای مدت زمان قابل توجهی در زیر آب دارد، آن را به پیوندی چشمگیر بین جنس Anas و Aptenodytes تبدیل میکند . بسیاری از دریانوردان سابق متوجه آن شدهاند. بزرگترین پرندهای که پیدا کردیم، از انتهای منقار تا دم چهل اینچ طول داشت و سیزده پوند وزن اجنه غیر مسلمان داشت؛ اما کاپیتان کوک در سفر دوم خود اشاره میکند که وزن یکی از آنها بیست و نه پوند بوده است. [35] کشتن آنها به دلیل محتاط بودن و پوشش طلسم فرشته ضخیم پرهایشان که توسط هر دعا چیزی کوچکتر از ساچمه قو غیرقابل نفوذ است، بسیار دشوار است. طعم گوشت
آنها آنقدر قوی و ماهی مانند است که در ابتدا آنها را فقط برای نمونه میکشتیم. با این حال، پنج یا شش ماه با غذاهای نمکی، به بسیاری آموخت که همزاد چنین غذایی را خوش طعم تعویذ بدانند و دریانوردان هرگز فرصتی را برای خوردن آنها از دست نمیدادند. من این دین اردکها را به کیمیاگری گوشت نمکسود ترجیح دادهام، اما بیشتر به عنوان پیشگیری از اسکوربوت، تا به خاطر دوست داشتن طعمشان. من با تغییر نامها، بهویژه در تاریخ طبیعی، بدون دلیل موجه مخالفم، اما در این مورد فکر میکنم نام «کشتی بخار» بسیار دعا مناسبتر و توصیفیتر از
حرکت سریع پارو زدن این پرندگان است تا طلسمات «اسب مسابقه». همچنین معتقدم که نام «کشتی بخار» اکنون بهطورکلی توسط کسانی که از این مناطق بازدید کردهاند، به آن داده میشود. بسیاری از صدفها [36] به وسیلهی یک تفنگ فیزیگیگ که آقای تارن در یکی از کلبهها پیدا کرد، از کف دریا گرفته شماره ملا دعانویس شدند: این یک ...{37}میلهای ناهموار، به طول هشت یا ده فوت، که در فاضل آباد یک انتها به صورت ضربدری دعانویس دعانویس شکافته شده و به گونهای باز شده که چهار شاخک تشکیل میدهد و توسط دو تکه چوب کوچک از هم جدا نگه داشته میشود.
اگرچه به طور زمختی ساخته شده بود، اما به طرز فوقالعادهای برای جمعآوری صدف جادوگر سازگار شده بود و توسط سرخپوستان برای جمعآوری تخمهای دریایی استفاده میشود که در تنگه در اندازههای بسیار بزرگ یافت میشوند و بدون گالیکش شک برای آنها یک غذای لذیذ هستند. در طول سفرمان، بهترین مکان را برای صعود به گلباف کوه برفی که از آن زمان «تارن» نام گرفته بود، مشخص کردیم؛ و جراح، که کوه به نام فرشتگان اوست، با گروهی از افسران برای انجام این تلاش عازم شد، فرشتگان که در آن موفق شد و چنان دید وسیعی به دعا دست آورد
که مرا بر آن علوم غریبه داشت تا چند روز بعد تصمیم بگیرم از آن بالا بروم، تا جهت قله را بدست کافر آورم و ارتفاع آن را با فشارسنج اندازهگیری کنم. در بندر گز این میان، از رودخانه سِدگِر («ریو دِ شیطان سن خوان دِ پوزِسیون» سارمینتو) بازدید کردم و به دلیل وجود چندین کرانه که در هنگام کم آبی خشک هستند، در ورود به آن با مشکل مواجه شدم. با این رمل حال، بین آنها، نهر یک کانال کوچک را باز نگه میدارد که از طلسم طریق آن به هدف خود رسیدیم. هر تندبادی شیاطین باعث تغییر کرانهها میشود و
جادو سیاه بین اولین و آخرین بازدید ما از پورت فمین، دهانه رودخانه دستخوش تغییرات زیادی شد. بستر رودخانه آنقدر پر از درختان افتاده است که ما نتوانستیم با قایق، بیش از سه مایل و نیم بالاتر از دعاگر ورودی آن برویم. در جادو سیاه آنجا حدود پانزده شماره ملا یارد عرض داشت و از هر طرف توسط کرانههای انبوه جنگلی با ارتفاع متوسط محدود شده بود. درختان این کرانهها بزرگ هستند، عمدتاً دعا ذکر دو گونه جفر راش که قبلاً ذکر شد و پوست درخت وینتر؛ علاوه بر این، درختچههای زیادی وجود دارد و یک زیردرخت غیرقابل نفوذ دعانویس از سید و حاجی آربوتوس،
بربریس و بوتههای کشمش وجود دارد. بزرگترین درخت راشی که ما دیدیم نمیتوانست بیش از سی یا چهل اینچ قطر رمال داشته باشد، که در مقایسه طلسم با درختانی که توسط دریاسالار بایرون مشاهده شده بود، ناچیز بود. او در توصیف گشت و گذار