نکات مهم درباره دعانویس سقز با نگاهی کاربردی

۱۱ بازديد
زیرا هنوز می‌خواستم مطمئن شوم که آیا دهانه‌ی رو به شرق، یک کانال است یا یک آبراه. در مسیرمان به سمت جنوب، هر دو ساحل را در جستجوی محل توقف دنبال کردیم؛ اما نه خلیجی وجود داشت رمل که بتوان در آن لنگر انداخت، تا اینکه به خلیج باز قدیس رسیدیم که در نزدیکی ورودی سقز کانال عریض قرار دارد. علوم غریبه حتی این مکان آنقدر ناامن بود که اگرچه روز بعد برای بررسی ساحل مجاور آنجا دعا ماندم، شیطان اما شیاطین لنگرگاه آن برای کشتی که می‌توانست در کافران حالی که قایق‌ها طلسمات در فاصله‌ی دوری بودند، به آنجا ادامه

جادو دهد، بسیار بی‌حفاظ بود. «از اینکه جایی مقدس برای قایق بادبانی در نزدیکی دهانه‌ای که می‌خواستم کاوش کنم پیدا نکردم، ناامید شدم، اما با این حال، پس از دیواندره ردیابی هر دهانه طلسم تا انتهای آن در امتداد قاره تا بیش از دویست مایل، تمایلی به رها سید و حاجی کردن آن بدون بررسی نداشتم. می‌خواستم به شماره ملا این ابطال کردن جادو روش مطمئن ادامه دهم؛ و اگرچه مطمئن بودم که این دهانه مانند بقیه به پایان می‌رسد، و آقای کرکه نیز همین نظر را داشت، با کمال میل با دنبال دعا نویسی کردن مسیر آن در قایق‌ها، از هرگونه شکی جلوگیری می‌کردم، آیا

می‌توانستیم لنگرگاه امنی برای کشتی پیدا کنیم. نزدیکترین بندری که می‌توانستیم پیدا کنیم سی مایل از دهانه فاصله داشت و فرستادن قایق‌ها به چنین مسافتی ما را خیلی معطل مشرکان می‌کرد. کیمیاگری بنابراین با توجه به اینکه هنوز بخش زیادی از ساحل را برای بررسی داشتیم؛ و حاجت گرفتن اینکه وضعیت سلامتی من دعا اجازه انجام هیچ کار بسیار در معرض دید یا دشواری را نمی‌داد؛ و اینکه آقای کرکه تنها کسی بود که چنین وظیفه‌ای می‌توانست به او واگذار شود، مجبور شدم از روش شیاطین سابق خود برای کاوش هر دهانه تا انتهای آن دست بکشم. «ما در روز هفتم

خلیج اوپن را ترک کردیم و خیلی زود دعانویس وارد تنگه کانسپسیون شدیم، در امتداد ساحل شرقی حرکت کردیم و در هر طلسم دهانه، قایقی فرستادیم تا موقعیتی برای کشتی پیدا طلسم کنیم. بعدازظهر، خلیجی نسبتاً بندر ترکمن امن در انتهای جنوبی دعا جزیره شمالی کانینگ پیدا شد که دعانویس فقط از جنوب شرقی به جنوب غربی باز بود؛ اما آن بادها مکرر و شدید بودند و...» {۳۳۹}با توجه به اینکه خلیج از آن طرف در معرض دسترسی طولانی به دریا قرار داشت، نمی‌توان آن را بندر امنی دانست؛ با این حال، نسبت به بسیاری از مکان‌هایی که مجبور به لنگر

انداختن در آنها لنده شده بودیم، بسیار ارجحیت داشت. «این خلیج (خلیج پورتلند) در ضلع شمالی دهانه‌ای قرار دارد که سارمینتو آن را «کانال سه کافر سروس» می‌نامد و دین از وضعیت ناهموار ارتفاعات داخلی، می‌توان تصور کرد که ممکن است کانالی در آنجا وجود داشته باشد. شکی ندارم طلسم نویس که نتیجه‌گیری او از این ظاهر نماز خواندن گرفته شده است، زیرا منظره از پایین دهانه بسیار محدود است و در فاصله سه یا چهار شیاطین مایلی ورودی، چندین جزیره کوچک آن ذکر را قطع می‌کنند. آقای کرکه از بین این جزایر کوچک عبور کرد و دهانه‌ای را به سمت جنوب

شرقی، بیش از هشت لیگ دنبال کرد. در بازگشت، گزارش داد که کانالی زیبا پیدا کرده است که ورودی اصلی آن دهانه احضار «کانال سن آندرس» سارمینتو است.» «در جفر دوازدهم، با پیش‌بینی کامل کشفی جالب، به سمت «کانال سن آندرس» حرکت کردیم و دعانویس بعدازظهر در خلیج انتظار لنگر انداختیم و تا پانزدهم آنجا ماندیم. در این مدت، آقای کرک مشغول بررسی دهانه‌های مختلف و ردیابی این کانال فرضی بود. در بازگشت، او گفت که برای هر دهانه، حتی دهانه‌ای که در آن بودیم، یک انتهایی پیدا کرده است، که قبلاً فکر می‌کرد یک کانال است. مانند بقیه، این

کانال فقط تا پایه کوردیلرای برفی امتداد داشت و سپس ناگهان توسط یخچال‌های عظیم بسته شد.» «این اطلاعات دعا باعث دعانویس ناامیدی زیادی شد، زیرا تمام امید عبور از کوردیلرا، تا این حد به سمت شمال، اکنون روح پیشینه تاریخی از بین رفته بود؛ و من می‌ترسیدم که قبل از جادو سیاه اینکه بتوانیم خود را از این کانال کاذب (همانطور که در آن زمان تصور می‌کردیم) نجات دهیم، روزهای زیادی معطل شویم. ما کیلومترها در ورودی بودیم؛ در آن فاصله هیچ لنگرگاهی وجود نداشت و باد عموماً از سمت غرب بود، انتظار داشتم قبل از اینکه بتوانیم بازگشت خود جفت روحی را

انجام دهیم، کار زیادی انجام دهیم؛ اما روز بعد آنقدر خوش شانس بودیم که یک شیب باد مناسب داشتیم که از طریق آن از این دهانه عبور کردیم و بار دوم وارد تنگه کانسپسیون شدیم. با توجه به بررسی قبلی‌مان، می‌دانستم که قبل از
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.