چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۱۴:۵۹ ۳ بازديد
میخانهی کوچکی در کنار آب به نام فاکس زیر تپه بود که به یک راهروی زیرزمینی منتهی میشد و ما یک بار هنگام جستجوی مشترکمان آن را از دست طلسم دادیم؛ و او رؤیایی دید که در «کاپرفیلد» به آن اشاره کرده است: نشستن روی نیمکتی بهترین دعانویس شهر در بیرون و خوردن چیزی و تماشای رقصیدن کارگران زغالسنگ.» این یادبود سالهاست که جلوهای غمانگیز و متروک دعا دارد که بسیار یادآور این فصل ناامیدکننده در دوران کودکی دیکنز است.{۴۸} بنابراین، در عرض این چند ماه، مثل ماکو این بود که دوستی را جادو و طلسمات از دست طلسم نویس داده باشی و ببینی «نوشیدنیهای عالی» رفتهاند و خانه تقریباً با خاک یکسان شده است.
در طبقه بالاتر تراس، رو به استرند، هتلهای تاریک و قدیمی با پنجرههای زیاد وجود دارند، «کالدونیَن» و «آدلفی». در اینجا حال طلسم و هوای قدیمی و دلگیر وجود دارد که برای پیکویک بسیار مناسب است، و ما میدانیم جادو و طلسمات که این مهمانسرای آدلفی همان «هتل آزبورن» است، جایی که واردل و دخترش امیلی قرار گذاشتند، و جایی که صحنه خندهدار ترشح آقای اسنودگراس در طلسم نویس طول شام رخ داد - پسر چاقی که «چیزی تیز را به پای آقای پیکویک فرو میکند» تا توجه او را جلب کند. وقتی به پنجرههای شاهین دژ طبقه اول نگاه میکنیم، صحنه در مقابل جادو و طلسمات ما ظاهر میشود و کل ماجرا با شوخطبعیهای پیکویک هماهنگ به نظر میرسد.
همچنین طبیعی است که واردلها در چنین خانهای اقامت کنند، زیرا مبلمان کثیف و غیره، همه به نظر میرسد متعلق به آن دوران است. اینجا در آدلفی به ساختمان زیبایی برمیخوریم که محل انجمن مفید هنرها، دبیر پرانرژی آن، سر اچ. ترومن وود، و کتابدار، آقای ویتلی، است که در فرهنگ لندن بسیار ماهر است. داستان بری بدشانس بسیار رقتانگیز است، و وقتی در اتاق جلسات زیبای انجمن مینشینیم و به انبوه چهرههای متحرک نقاش که دیوارها را ردیف کردهاند نگاه میکنیم، این داستان با وضوحی عجیب به ما بازمیگردد. او چیزی شبیه به شخصیت و خلق و خوی دمدمی مزاج هایدون جادو و طلسمات داشت، همان طلسم نویس حس ناامیدکنندهی استعداد نقده نادیده گرفته شده و کنار گذاشته شده؛ همان مبارزه با آکادمی، و یک غرابت ستیزهجویانه.
با این حال، تفاوت بین این دو مرد این بود که کار بری روی دیوارها گویای اوست و فرهنگ آکادمیک عالی، ظرافت و شاعرانگی او را در چهرهها و گروههای زیبا و خوشطراحی شده و رنگآمیزی جادو و طلسمات شفاف و تصفیهشده اعلام میکند؛ که با آن باید پرترههای سنگین و خاکی پادشاه و همسرش را که به دلیل عدم تناسب عجیب در این مجموعه کلاسیک قرار گرفتهاند، در تضاد قرار دهیم. با این حال، میتوان دشواریهای سروکار داشتن با مردی را تصور کرد که اصرار داشت مرگ ولف را با تعدادی پیکر کاملاً برهنه که در اطراف ایستادهاند، به تصویر بکشد، و در روزهای پایانی فقر و بیتوجهیاش، وقتی از او خواسته شد که برای صرف غذا بیرون برود، اصرار داشت که دو شیلینگ پیرانشهر به میزبان خود به عنوان هزینه غذا
بدهد! این تصاویر زیبا، بوم نقاشی را میپوشانند که در اطراف اتاق گسترده شده است. برای به دست آوردن شهرت و وسعت بوم نقاشی که چنین کاری اجازه میداد، هنرمند پیشنهاد داد که تمام کار را رایگان انجام دهد. با این حال، نمیتوان فرض کرد که وقتی کار تمام شد، انجمن او را بدون دستمزد رها کرد. همانطور که نتیجه ثابت کرد، او برای زحماتش دستمزد نسبتاً خوبی دریافت کرد. تنوع، ظرافت کار به طلسم نمایش گذاشته شده، ظرافت پیکرهها، وقتی در نظر بگیریم که کار یک نفر بوده است، فوقالعاده است. پس از پایان کاوشمان در آدلفی، میتوانیم از لندنی که روزانه دهها بار از استراند عبور میکند، بپرسیم که آیا او بهترین دعانویس شهر آماده است تا در این هادیشهر منطقه آشنا چیزهای جدید زیادی پیدا کند؟ ورودی حمام رومی.
{۴۹} فصل ششم. حمام دعا رومی. - باغ کاونت. بدر این خیابان بسیار مدرن، جایی که ما بسیار مشتاقیم تنها ذرهی باقیمانده از آثار باستانی - کلیسای زیبای سنت ماری - را کنار بگذاریم، مانکبارنز در مورد جستجوی «رومیان باستان» یا هر چیزی مرتبط با آنها چه فکری میکند؟ جای تعجب است که بهترین دعانویس شهر میبینیم فقط کافی است از خیابان کنار کلیسای سنت ماری بیرون بیاییم و ببینیم که از ما دعوت شده است تا به یک اثر اصیل، قابل تشخیص و رومی در شرایط سالم نگاه کنیم. از زیر نوعی طاق عبور میکنیم، از یک کوچهی سنگفرش شیبدار پایین میرویم، که با دیوارهای کوتاه سفیدکاری شده و چند خانهی قدیمی
در طبقه بالاتر تراس، رو به استرند، هتلهای تاریک و قدیمی با پنجرههای زیاد وجود دارند، «کالدونیَن» و «آدلفی». در اینجا حال طلسم و هوای قدیمی و دلگیر وجود دارد که برای پیکویک بسیار مناسب است، و ما میدانیم جادو و طلسمات که این مهمانسرای آدلفی همان «هتل آزبورن» است، جایی که واردل و دخترش امیلی قرار گذاشتند، و جایی که صحنه خندهدار ترشح آقای اسنودگراس در طلسم نویس طول شام رخ داد - پسر چاقی که «چیزی تیز را به پای آقای پیکویک فرو میکند» تا توجه او را جلب کند. وقتی به پنجرههای شاهین دژ طبقه اول نگاه میکنیم، صحنه در مقابل جادو و طلسمات ما ظاهر میشود و کل ماجرا با شوخطبعیهای پیکویک هماهنگ به نظر میرسد.
همچنین طبیعی است که واردلها در چنین خانهای اقامت کنند، زیرا مبلمان کثیف و غیره، همه به نظر میرسد متعلق به آن دوران است. اینجا در آدلفی به ساختمان زیبایی برمیخوریم که محل انجمن مفید هنرها، دبیر پرانرژی آن، سر اچ. ترومن وود، و کتابدار، آقای ویتلی، است که در فرهنگ لندن بسیار ماهر است. داستان بری بدشانس بسیار رقتانگیز است، و وقتی در اتاق جلسات زیبای انجمن مینشینیم و به انبوه چهرههای متحرک نقاش که دیوارها را ردیف کردهاند نگاه میکنیم، این داستان با وضوحی عجیب به ما بازمیگردد. او چیزی شبیه به شخصیت و خلق و خوی دمدمی مزاج هایدون جادو و طلسمات داشت، همان طلسم نویس حس ناامیدکنندهی استعداد نقده نادیده گرفته شده و کنار گذاشته شده؛ همان مبارزه با آکادمی، و یک غرابت ستیزهجویانه.
با این حال، تفاوت بین این دو مرد این بود که کار بری روی دیوارها گویای اوست و فرهنگ آکادمیک عالی، ظرافت و شاعرانگی او را در چهرهها و گروههای زیبا و خوشطراحی شده و رنگآمیزی جادو و طلسمات شفاف و تصفیهشده اعلام میکند؛ که با آن باید پرترههای سنگین و خاکی پادشاه و همسرش را که به دلیل عدم تناسب عجیب در این مجموعه کلاسیک قرار گرفتهاند، در تضاد قرار دهیم. با این حال، میتوان دشواریهای سروکار داشتن با مردی را تصور کرد که اصرار داشت مرگ ولف را با تعدادی پیکر کاملاً برهنه که در اطراف ایستادهاند، به تصویر بکشد، و در روزهای پایانی فقر و بیتوجهیاش، وقتی از او خواسته شد که برای صرف غذا بیرون برود، اصرار داشت که دو شیلینگ پیرانشهر به میزبان خود به عنوان هزینه غذا
بدهد! این تصاویر زیبا، بوم نقاشی را میپوشانند که در اطراف اتاق گسترده شده است. برای به دست آوردن شهرت و وسعت بوم نقاشی که چنین کاری اجازه میداد، هنرمند پیشنهاد داد که تمام کار را رایگان انجام دهد. با این حال، نمیتوان فرض کرد که وقتی کار تمام شد، انجمن او را بدون دستمزد رها کرد. همانطور که نتیجه ثابت کرد، او برای زحماتش دستمزد نسبتاً خوبی دریافت کرد. تنوع، ظرافت کار به طلسم نمایش گذاشته شده، ظرافت پیکرهها، وقتی در نظر بگیریم که کار یک نفر بوده است، فوقالعاده است. پس از پایان کاوشمان در آدلفی، میتوانیم از لندنی که روزانه دهها بار از استراند عبور میکند، بپرسیم که آیا او بهترین دعانویس شهر آماده است تا در این هادیشهر منطقه آشنا چیزهای جدید زیادی پیدا کند؟ ورودی حمام رومی.
{۴۹} فصل ششم. حمام دعا رومی. - باغ کاونت. بدر این خیابان بسیار مدرن، جایی که ما بسیار مشتاقیم تنها ذرهی باقیمانده از آثار باستانی - کلیسای زیبای سنت ماری - را کنار بگذاریم، مانکبارنز در مورد جستجوی «رومیان باستان» یا هر چیزی مرتبط با آنها چه فکری میکند؟ جای تعجب است که بهترین دعانویس شهر میبینیم فقط کافی است از خیابان کنار کلیسای سنت ماری بیرون بیاییم و ببینیم که از ما دعوت شده است تا به یک اثر اصیل، قابل تشخیص و رومی در شرایط سالم نگاه کنیم. از زیر نوعی طاق عبور میکنیم، از یک کوچهی سنگفرش شیبدار پایین میرویم، که با دیوارهای کوتاه سفیدکاری شده و چند خانهی قدیمی
برازجان