درگز

فال پاسور

درگز

۵ بازديد
داکت را ملاقات کردم،[80] که به من گفت دیدن هیچ‌کدام از آنها در آن روز غیرممکن خواهد بود؛ به خاطر نامه‌ای که تازه برایشان آورده بود و از لئونارد بوردون بود،او معتقد بود که [81] به آنها به اندازه کافی کار می‌دهد، زیرا می‌دانست که موضوع بسیار جالبی در دعا آن وجود دارد. قرار بود آن روز برخی از آنها را نیز ببینم؛ پاسخی به هر دوی ما رسید که آنها خیلی مشغول هستند. سپس به وزیر رفتم و نام خودم را فرستادم، همانطور که همزمان، سرهنگ لا هارپ و نمایندگان سوئیس نیز طلسم نویس این کار را کردند. همه ما را مرخص درگز کردند، زیرا او بسیار مشغول بود.

یادداشتی نزد منشی او گذاشتم و گفتم که بهترین دعانویس شهر روز بعد، 20 جادو و طلسمات فلورال، به نام چهارشنبه، 9 مه، حرکت خواهم کرد. چهارشنبه بعد به کوکسهاون رسیدم. روز بعد با کشتی فریمان حرکت کردم، صبح سه‌شنبه در لوئستاف پیاده شدم، همان شب به همراه شخصی به نام جفری به شهر [لندن] رسیدم.[82] که خودش را اسکاتلندی جا می‌زند، به عنوان یک آمریکایی به یارموث می‌آمد، سپتامبر گذشته در پاریس بود، فرانسوی را مثل یک فرانسوی صحبت می‌کند، بسیار شبیه یک فرانسوی به نظر می‌رسد، و در هتل نیو جادو و طلسمات هومز، کاونت گاردن اقامت دارد. کاملاً واضح است که نامه فوق توسط همان جاسوس بی‌نام و نشانی نوشته شده است که در کتاب فرود خود را «لرد» معرفی می‌کند.

[صفحه ۳۱]دوست داونشایر.» آقای فرود می‌نویسد: « یکی از نامه‌های او، به تاریخ ۱۹ نوامبر ۱۷۹۷، حفظ شده است.» اما بدون شک، چند نامه دیگر نیز حفظ شده‌اند و می‌توان آنها را در مکاتبات لرد کسلری یافت. اینکه نظرآباد چگونه از نابودی جان سالم به در بردند، شگفت‌انگیز است. ویکهام، در ۱۱ ژانویه ۱۷۹۹، در مورد دعا «ایرلندی‌های متحد» در هامبورگ می‌نویسد: «اوراق بسیار عجیب ضمیمه که دوک پورتلند می‌خواهد، ممکن است در برابر لرد ستوان قرار داده شود و سپس نابود گردد .» جاسوس آنقدر مراقب آبروی خود بود که امضا نمی‌کرد. با این حال، شواهد داخلی نشان می‌دهد که او کسی بود که اطلاعات را به داونشایر دعا فاش کرد و توسط او با پورتلند مکاتبه شد.

از نامه‌ای که همین الان نقل شد، به نظر می‌رسد که پس از تلاش‌هایش برای جمع‌آوری اخبار از تالیران و ماهیگیری در کانال‌های ایرلند در پاریس، از طریق کوکسهاون به لندن بازگشت و سه‌شنبه شب، ۱۵ مه ۱۷۹۸ به آنجا رسید. این تاریخ شایان توجه است. جاسوس از حضور در جادو و طلسمات لندن می‌ترسید و احساس می‌کرد که جانش در خطر است. چه چیزی او شاهین شهر را در ۱۵ مه ۱۷۹۸ به لندن بازمی‌گرداند؟ پست مورد علاقه‌اش کوکسهاون یا هامبورگ بود. اوکوئیگلی، بینز و لیری، اگرچه در ماه مارس در مسیر فرانسه دستگیر شدند، اما تا دوشنبه ۲۱ مه ۱۷۹۸ طلسم نویس محاکمه نشدند.

این پرونده به طور مفصل در «محاکمات ایالتی» هاول گزارش شده و یک جلد را پر می‌کند. اسکات، که بعدها لرد الدون شد، تحت پیگرد قانونی قرار گرفت. انبوه اطلاعات محرمانه‌ای که تاج و تخت برای به دست آوردن آنها تدبیر کرده بود، بسیار مورد توجه قرار گرفت. نامه‌هایی که اوکوئیگلی به لرد ادوارد فیتزجرالد و دیگران به صورت رمزی نوشته بود، توسط اسکات ترجمه و مشگین شهر تفسیر شده است. تمام طرف‌های درگیر در این توطئه، نام‌های جعلی داشتند. خانم ماتیسن[83] «مارکس» نامیده می‌شود؛ «مردی که به ویلیام می‌رود» به معنای «رفتن به فرانسه» است و غیره. عمدتاً بهترین دعانویس شهر بر اساس شواهدی از این دست بود که اوکوگلی محکوم و به دار آویخته شد.[84] خائن به تالیران می‌گوید که «روحیه شمال کاملاً شکسته دعا شده طلسم نویس بود.» با این حال، در

واقع، در شمال بود که روحیه رزمی واقعی ایرلندی‌های متحد شکل گرفت. [صفحه ۳۲]شعله‌ور شد و پس از آن بهترین نبردها در آنجا به رهبری اور و مونرو انجام شد. ترنر مشتاق دعا بود که فرانسوی‌ها را وادار کند تا افکار تهاجم خود را به نقاط دیگر ساحل ایرلند معطوف کنند و تا آنجا موفق شد که در اوت ۱۷۹۸، لشکرکشی هامبرت، که شامل ۱۰۰۰ نفر نمی‌شد، در کیلالا، در میان دهقانان گرسنه و بی‌سلاح طلسم کانات، پیاده شد. او روی حمایت پرشور مردم حساب می‌کرد؛ اما، همانطور که آقای لکی می‌گوید، خیلی زود مشخص شد که چقدر فریب خورده است.

هامبرت پس از پیروزی در یک نبرد و شکست در نبرد دیگر، تسلیم کورنوالیس شد. از تالیران طلسم پرسیده می‌شود: «می‌توانم به آنها اطمینان دهم که سه ماه دیگر خواهید آمد؟»
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.