جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ | ۱۲:۲۰ ۲ بازديد
اکنون باید این ساختمان گرانبها را تکان دهد! کمیته قدرتمند چگونه سقوط کرده است! آه، چگونه مورد انزجار قرار گرفتهاند! قطعنامهها، آدرسها، جادو و طلسمات نامههای بخشنامه - همه، همه به اطراف پراکنده شدهاند. [صفحه ۲۴۲]بادها؛ و آشوب، انقلاب، و تقلا، غرق در ورطهای از ناامیدی فراتر از هرگونه امید به رستاخیز.[583] اگر اولیری در جلسه تولسل شرکت کرده باشد، به راحتی میتوان فهمید که چه لحنی داشته است. سه سال بعد، او جزوهای جادو و طلسمات منتشر کرد که در آن به نظر میرسد با وقایع آن ماه بسیار آشناست. من توهینهای ناروایی را که مدتها در روزنامهها به کاتولیکها میشد، به یاد میآورم، زیرا هفده نفر از خانهداران دوبلین بدون درچه هیچ ملاحظهای درخواستی را به کلانتر عالی برای تشکیل جلسهای عمومی در رابطه با یک اصلاح پارلمانی امضا کردند، هرچند مطمئنم که
این هفده نفر به اندازه خود کلانتر عالی از نادرستی امضای آن درخواست اطلاع نداشتند و جادو و طلسمات به همان اندازه که خود کلانتر عالی را پیشبینی میکردند، از آن بیاحتیاطی و بیاحتیاطی نمیکردند. و در مورد کاتولیکها، در وضعیت رد صلاحیتشان، آنها نه جادو و طلسمات با احتیاط و نه با رعایت ادب، نمیتوانستند در یک مسئله سیاسی، که نه دوستان و نه مخالفان اصلاح پارلمانی آنها را صالح برای تصمیمگیری در مورد آن نمیدانند، خط مشی دیگری جز بیطرفی مطلق را دنبال کنند. این طلسم نویس لحن راوند آرام و متین، اگر با نامهی طلسم نویس جسورانهاش مقایسه شود، بیتاثیر نخواهد طلسم نویس بود.[584] طلسم نویس دو سال قبل نوشته نشده است.
در همین حال، اعلام شد که کنگره ملی اولین جلسه خود را برگزار خواهد کرد. این ارگان مردمی میگوید: «هرچه که عوامل پنهانی بخواهند انجام دهند، ما امیدواریم که این مشورتهای عادلانه و قانون اساسی، خلوص نمایندگی را دوباره برقرار کند.»[585] یکی از اشیاء اصلی قلعه توسط همان روزنامهنگار شجاع، جان مگی، کشف و افشا میشود. روزنامه «ایونینگ پست دوبلین» در تاریخ ۵ نوامبر ۱۷۸۴ چنین مینویسد: دولتِ شهرنشین، که از تلاشهای بیثمر خود برای جلوگیری از تلاش ستودنی مردم در پیگیری اصلاحات قهدریجان پارلمانی ناامید شده و دریافته است که حتی رذلهای رشوهخوارِ قلعه هم از اتهاماتِ گزافِ طولانیمدت علیه بینز دعا و تندی حالشان بهم میخورد، نویسندگان رشوهخوار را به عنوان آخرین تلاشِ یک...
[صفحه ۲۴۳]این انگیزه رو به زوال و ناامیدکننده، تلاش برای کاشتن بذر نفاقی است که مدتها این پادشاهیِ دچار تفرقه را ویران کرده دعا و پدر را در مقابل پسر و برادر را در مقابل برادر قرار داده است، تا همه به بردگان آسان استبداد خارجی تبدیل شوند.[586] این گزیدهها اولیری را متهم نمیکنند، اما برای روشن کردن تاریخ آن زمان و بسط سیاستهای مخفی مفید هستند، ضمن اینکه علاوه بر بهترین دعانویس شهر این، برخی از اشتباهات عجیب را اصلاح میکنند. به عنوان مثال: نایبالسلطنه، همانطور که در دعا تاریخ آقای داران لکی چاپ شده است، در نامهای به سیدنی، همکار تندی را «بینی» خطاب میکند.
البته که باید بینز باشد، نامی که اغلب در اسناد تاریک سال ۱۹۹۸ یافت میشود. کاتب قلعه، در پاراگراف دیگری، در مورد بینز و تندی، هر دو مردانی کاملاً صادق، میگوید: «شهرت بسیار مشغول است که آنها لمس کاملاً مطیعکنندهی «طلسم معجزهآسا» را دریافت کردهاند.» این احتمالاً برای منحرف کردن سوءظن از محلهی واقعاً یارانهبگیر بوده است. به یاد فولاد شهر خواهیم آورد که تاریخ ورود اولیری و پارکر، کاملاً با ملاقات در ۲۷ سپتامبر مطابقت دارد؛ و طلسم نویس ممکن است پرسیده شود که طلسم چه چیز دیگری میتوانست سخنوران محبوب را در آن برهه به دوبلین بیاورد؟ پارکر تندی را میشناخت و، همانطور که اورد اشاره میکند، ممکن است «بتواند تا اعماق اسرار او شیرجه بزند».
در حالی که دیپلماسی در یک بخش تلاش جادو و طلسمات میکرد تا به اهداف خود برسد، نیروی قهریه در بخش دیگر برای از کار انداختن بازویی که بالا برده شده بود، به کار گرفته شد. کلانتر شهرستان بهترین دعانویس شهر دوبلین، پس از آنکه دادستان کل وقت، فیتزگیبون، را برای جلسهای در مورد اصلاحات فراخواند، نامهای خلاف قانون اساسی خطاب به او نوشت و تهدید کرد که علیه کسانی که به طلسم فراخوان او پاسخ دهند، اقدام خواهد کرد. خود کلانتر جریمه و زندانی شد. فرانسیس هیگینز، روزنامهنگارِ یارانهبگیر، در ۲۴ دسامبر ۱۷۸۴ مینویسد: [صفحه ۲۴۴] کاتولیکهای رومی آشکارا میتوانند ببینند که برخی افراد چقدر شرورانه قصد نابودی آنها را داشتهاند، با این ایده جدی که حق رأی انتخابی یا در واقع هر امتیاز دیگری را به آنها اعطا کنند.
آنها تلاش کردند (کاتولیکهای رومی) طلسم را به آشوب بکشانند.[587] در پایان، اتهام قدیمی رشوهخواری و خیانت علیه تندیِ فسادناپذیر مطرح
این هفده نفر به اندازه خود کلانتر عالی از نادرستی امضای آن درخواست اطلاع نداشتند و جادو و طلسمات به همان اندازه که خود کلانتر عالی را پیشبینی میکردند، از آن بیاحتیاطی و بیاحتیاطی نمیکردند. و در مورد کاتولیکها، در وضعیت رد صلاحیتشان، آنها نه جادو و طلسمات با احتیاط و نه با رعایت ادب، نمیتوانستند در یک مسئله سیاسی، که نه دوستان و نه مخالفان اصلاح پارلمانی آنها را صالح برای تصمیمگیری در مورد آن نمیدانند، خط مشی دیگری جز بیطرفی مطلق را دنبال کنند. این طلسم نویس لحن راوند آرام و متین، اگر با نامهی طلسم نویس جسورانهاش مقایسه شود، بیتاثیر نخواهد طلسم نویس بود.[584] طلسم نویس دو سال قبل نوشته نشده است.
در همین حال، اعلام شد که کنگره ملی اولین جلسه خود را برگزار خواهد کرد. این ارگان مردمی میگوید: «هرچه که عوامل پنهانی بخواهند انجام دهند، ما امیدواریم که این مشورتهای عادلانه و قانون اساسی، خلوص نمایندگی را دوباره برقرار کند.»[585] یکی از اشیاء اصلی قلعه توسط همان روزنامهنگار شجاع، جان مگی، کشف و افشا میشود. روزنامه «ایونینگ پست دوبلین» در تاریخ ۵ نوامبر ۱۷۸۴ چنین مینویسد: دولتِ شهرنشین، که از تلاشهای بیثمر خود برای جلوگیری از تلاش ستودنی مردم در پیگیری اصلاحات قهدریجان پارلمانی ناامید شده و دریافته است که حتی رذلهای رشوهخوارِ قلعه هم از اتهاماتِ گزافِ طولانیمدت علیه بینز دعا و تندی حالشان بهم میخورد، نویسندگان رشوهخوار را به عنوان آخرین تلاشِ یک...
[صفحه ۲۴۳]این انگیزه رو به زوال و ناامیدکننده، تلاش برای کاشتن بذر نفاقی است که مدتها این پادشاهیِ دچار تفرقه را ویران کرده دعا و پدر را در مقابل پسر و برادر را در مقابل برادر قرار داده است، تا همه به بردگان آسان استبداد خارجی تبدیل شوند.[586] این گزیدهها اولیری را متهم نمیکنند، اما برای روشن کردن تاریخ آن زمان و بسط سیاستهای مخفی مفید هستند، ضمن اینکه علاوه بر بهترین دعانویس شهر این، برخی از اشتباهات عجیب را اصلاح میکنند. به عنوان مثال: نایبالسلطنه، همانطور که در دعا تاریخ آقای داران لکی چاپ شده است، در نامهای به سیدنی، همکار تندی را «بینی» خطاب میکند.
البته که باید بینز باشد، نامی که اغلب در اسناد تاریک سال ۱۹۹۸ یافت میشود. کاتب قلعه، در پاراگراف دیگری، در مورد بینز و تندی، هر دو مردانی کاملاً صادق، میگوید: «شهرت بسیار مشغول است که آنها لمس کاملاً مطیعکنندهی «طلسم معجزهآسا» را دریافت کردهاند.» این احتمالاً برای منحرف کردن سوءظن از محلهی واقعاً یارانهبگیر بوده است. به یاد فولاد شهر خواهیم آورد که تاریخ ورود اولیری و پارکر، کاملاً با ملاقات در ۲۷ سپتامبر مطابقت دارد؛ و طلسم نویس ممکن است پرسیده شود که طلسم چه چیز دیگری میتوانست سخنوران محبوب را در آن برهه به دوبلین بیاورد؟ پارکر تندی را میشناخت و، همانطور که اورد اشاره میکند، ممکن است «بتواند تا اعماق اسرار او شیرجه بزند».
در حالی که دیپلماسی در یک بخش تلاش جادو و طلسمات میکرد تا به اهداف خود برسد، نیروی قهریه در بخش دیگر برای از کار انداختن بازویی که بالا برده شده بود، به کار گرفته شد. کلانتر شهرستان بهترین دعانویس شهر دوبلین، پس از آنکه دادستان کل وقت، فیتزگیبون، را برای جلسهای در مورد اصلاحات فراخواند، نامهای خلاف قانون اساسی خطاب به او نوشت و تهدید کرد که علیه کسانی که به طلسم فراخوان او پاسخ دهند، اقدام خواهد کرد. خود کلانتر جریمه و زندانی شد. فرانسیس هیگینز، روزنامهنگارِ یارانهبگیر، در ۲۴ دسامبر ۱۷۸۴ مینویسد: [صفحه ۲۴۴] کاتولیکهای رومی آشکارا میتوانند ببینند که برخی افراد چقدر شرورانه قصد نابودی آنها را داشتهاند، با این ایده جدی که حق رأی انتخابی یا در واقع هر امتیاز دیگری را به آنها اعطا کنند.
آنها تلاش کردند (کاتولیکهای رومی) طلسم را به آشوب بکشانند.[587] در پایان، اتهام قدیمی رشوهخواری و خیانت علیه تندیِ فسادناپذیر مطرح
برازجان