پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۲۰:۳۵ ۳ بازديد
را تسهیل کند.[340] خانه مویرا، که اکنون «مؤسسه مندیسیتی» نام دارد، در چند قدمی خانه شماره 20، جزیره آشر، محل اقامت نیم قرنی فرانسیس مگان، واقع شده است. همانطور که قبلاً ذکر شد، پاملا، همسر زیبای لرد ادوارد فیتزجرالد، در دوره طوفانی سال 1998 از لیدی مویرا پناه مهماننوازی دریافت کرد. در کمال تعجب، در نسخه خطی زندگی دوایر یاغی، نوشته لوک کالن فقید، یک راهب کارملیت، متوجه میشوم که دو نفر از فعالترین فرستادگان امت، وایلد و ماهون، در خانه مویرا پنهان شدهاند. [صفحه ۱۳۸]در حالی پارس آباد که اعلامیهای ۵۰۰ لیتر ارائه میدهد.[341] زیرا دستگیری آنها به طور گسترده پخش شده بود.
پیش از آنکه این واقعیت عجیب به اطلاع من برسد، از یکی از آثار قبلیام که به بررسی خبرچینها میپردازد، مشخص است دعا که بر اساس شواهد کاملاً مشخص، من در همان سال پرماجرا، در پی ردیابی مگان در ردپای وایلد و ماهون در فیلیپستاون بودم. سرگرد سیر یادداشت خصوصیای نوشت که به طور رسمی ثبت شده است[342] که محل خلوت وایلد و ماهون «گاهی اشنویه در زندان فیلیپستاون است، که با خواهر وایلد ازدواج کرده است.» مدخل زیر در «حساب پول سرویس مخفی که برای کشف توطئههای خیانتآمیز بهترین دعانویس شهر طبق شهادت آقای کوک استفاده شده است» آمده است: «2 آوریل 1803.
فرانسیس مگان، از طریق پست به فیلیپستاون - 100 لیره. »[343] در اسناد دولتی آن زمان، بهترین دعانویس شهر هیچ نامهای که مربوط به این معامله باشد، پیدا نکردم، و بنابراین باید بهترین دعانویس شهر آن را بر اساس شواهد غیرمستقیم دنبال کنم. چه کسی میتواند شک کند که ماگان، وقتی در فیلیپستاون به او یادآوری شد، به شدت دنبال وایلد و ماهون طلسم نویس بود؟ بعداً، در همان سال، کاپیتان کالفیلد و گروهی از نظامیان را میبینیم که خانهای را در فیلیپستاون محاصره کردهاند که گمان میرود وایلد تکاب و ماهون در آن پنهان شدهاند. شرحی از یک درگیری توسط کاپیتان کالفیلد در نامهای به تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۸۰۳ ارائه شده است که در اسناد سیر نیز حفظ شده است: «کاپیتان داجسون جادو و طلسمات کشته شد و کالفیلد اضافه میکند، ما مجبور به عقبنشینی شدیم، در
حالی که اشرار فرار کردند.» لوک کالن، جادو و طلسمات از اعضای فرقه کارملیت که قبلاً به او اشاره شد، اواخر عمر خود را صرف جمعآوری خاطرات دهقانان از ... کرد. دوران پرآشوب. نسخه طلسم خطی زندگی دوایر توسط مافوق صومعه کلوندالکین به دست من رسیده است. صفحات ۵۹۵ تا دعا ۵۹۷، پناه وایلد و ماهون در فیلیپستاون، تلاشهای بینتیجه برای دستگیری آنها در آنجا و سپس پنهان شدنشان در خانه مویرا در دوبلین را شرح میدهد. ما متوجه میشویم که فرماندار زندان فیلیپستاون ارتباط نزدیکی با هر دو داشته است. کمال شهر کالن میگوید که آنها سرانجام با قایقی که به سرعت از خلیج عبور کرد، از خانه مویرا در جزیره آشر فرار کردند.
وایلد و ماهون پس از رسیدن به ایالات متحده، به ارتش پیوستند و به سرعت ارتقا یافتند. این گفته که دو مرد ممنوعه، فعالترین مبلغان نقشههای امت، تحت حمایت لرد مویرا قرار داشتند، شگفتانگیز به نظر میرسد. اما این دولتمرد و کنتس او از همدردیهای مردمی بسیار خوبی برخوردار بودند و دوست داشتند به شورشیان کمک کنند. مرحوم آقای توماس جئوگگان، وکیل دادگستری، به من اطلاع داد که دعا دو عموی او به نامهای کلمنتس، که از ایرلندیهای متحد بودند، در حالی که حکم بازداشتشان صادر طلسم نویس شده بود، فردیس در خانه مویرا پناه گرفتند و سرانجام به لطف اقدامات احتیاطی لیدی مویرا موفق شدند از همه دردها و مجازاتها فرار کنند.
این نکتهی کمی عجیبی نیست که ژنرال لرد مویرا، که بعدها به او مقام نایبالسلطنهی ایرلند و هند پیشنهاد شد، و در سال ۱۸۱۲، پس از مرگ پرسیوال، در پی تشکیل یک دولت برآمد، وظیفهی خطیر پناه دادن به مردانی را انجام داده باشد که ایرلند را طلسم «نه عاقلانه، بلکه بیش از حد خوب» دوست داشتند. پورتلند، در طلسم نامهای به کامدن، به تاریخ ۱۱ مارس ۱۷۹۸، در کنار «ناراضیان»، «لرد مویرا و هوادارانش» قرار میگیرد. این برداشت تا حدی به دلیل اعتراض خشمگینانهی او در پارلمان علیه سیاست شکنجهای بود که مردم را هر روز به شورش تحریک میکرد.
زندگی مگان تناقضات عجیبی را در بر داشت. او با غرور و حتی متکبرانه، اما در عین حال از بهترین دعانویس شهر انجام اعمال پست خودداری میکرد؛ با مزد بیآبرویی، بدهیهای عادلانه خود را پرداخت میکرد. نامهای جالب، در پاسخ به پرسشی، توسط مرحوم جان فترستونهاو، اهل گریفینستاون، کینگاد، برای نویسنده حاضر ارسال شد.
پیش از آنکه این واقعیت عجیب به اطلاع من برسد، از یکی از آثار قبلیام که به بررسی خبرچینها میپردازد، مشخص است دعا که بر اساس شواهد کاملاً مشخص، من در همان سال پرماجرا، در پی ردیابی مگان در ردپای وایلد و ماهون در فیلیپستاون بودم. سرگرد سیر یادداشت خصوصیای نوشت که به طور رسمی ثبت شده است[342] که محل خلوت وایلد و ماهون «گاهی اشنویه در زندان فیلیپستاون است، که با خواهر وایلد ازدواج کرده است.» مدخل زیر در «حساب پول سرویس مخفی که برای کشف توطئههای خیانتآمیز بهترین دعانویس شهر طبق شهادت آقای کوک استفاده شده است» آمده است: «2 آوریل 1803.
فرانسیس مگان، از طریق پست به فیلیپستاون - 100 لیره. »[343] در اسناد دولتی آن زمان، بهترین دعانویس شهر هیچ نامهای که مربوط به این معامله باشد، پیدا نکردم، و بنابراین باید بهترین دعانویس شهر آن را بر اساس شواهد غیرمستقیم دنبال کنم. چه کسی میتواند شک کند که ماگان، وقتی در فیلیپستاون به او یادآوری شد، به شدت دنبال وایلد و ماهون طلسم نویس بود؟ بعداً، در همان سال، کاپیتان کالفیلد و گروهی از نظامیان را میبینیم که خانهای را در فیلیپستاون محاصره کردهاند که گمان میرود وایلد تکاب و ماهون در آن پنهان شدهاند. شرحی از یک درگیری توسط کاپیتان کالفیلد در نامهای به تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۸۰۳ ارائه شده است که در اسناد سیر نیز حفظ شده است: «کاپیتان داجسون جادو و طلسمات کشته شد و کالفیلد اضافه میکند، ما مجبور به عقبنشینی شدیم، در
حالی که اشرار فرار کردند.» لوک کالن، جادو و طلسمات از اعضای فرقه کارملیت که قبلاً به او اشاره شد، اواخر عمر خود را صرف جمعآوری خاطرات دهقانان از ... کرد. دوران پرآشوب. نسخه طلسم خطی زندگی دوایر توسط مافوق صومعه کلوندالکین به دست من رسیده است. صفحات ۵۹۵ تا دعا ۵۹۷، پناه وایلد و ماهون در فیلیپستاون، تلاشهای بینتیجه برای دستگیری آنها در آنجا و سپس پنهان شدنشان در خانه مویرا در دوبلین را شرح میدهد. ما متوجه میشویم که فرماندار زندان فیلیپستاون ارتباط نزدیکی با هر دو داشته است. کمال شهر کالن میگوید که آنها سرانجام با قایقی که به سرعت از خلیج عبور کرد، از خانه مویرا در جزیره آشر فرار کردند.
وایلد و ماهون پس از رسیدن به ایالات متحده، به ارتش پیوستند و به سرعت ارتقا یافتند. این گفته که دو مرد ممنوعه، فعالترین مبلغان نقشههای امت، تحت حمایت لرد مویرا قرار داشتند، شگفتانگیز به نظر میرسد. اما این دولتمرد و کنتس او از همدردیهای مردمی بسیار خوبی برخوردار بودند و دوست داشتند به شورشیان کمک کنند. مرحوم آقای توماس جئوگگان، وکیل دادگستری، به من اطلاع داد که دعا دو عموی او به نامهای کلمنتس، که از ایرلندیهای متحد بودند، در حالی که حکم بازداشتشان صادر طلسم نویس شده بود، فردیس در خانه مویرا پناه گرفتند و سرانجام به لطف اقدامات احتیاطی لیدی مویرا موفق شدند از همه دردها و مجازاتها فرار کنند.
این نکتهی کمی عجیبی نیست که ژنرال لرد مویرا، که بعدها به او مقام نایبالسلطنهی ایرلند و هند پیشنهاد شد، و در سال ۱۸۱۲، پس از مرگ پرسیوال، در پی تشکیل یک دولت برآمد، وظیفهی خطیر پناه دادن به مردانی را انجام داده باشد که ایرلند را طلسم «نه عاقلانه، بلکه بیش از حد خوب» دوست داشتند. پورتلند، در طلسم نامهای به کامدن، به تاریخ ۱۱ مارس ۱۷۹۸، در کنار «ناراضیان»، «لرد مویرا و هوادارانش» قرار میگیرد. این برداشت تا حدی به دلیل اعتراض خشمگینانهی او در پارلمان علیه سیاست شکنجهای بود که مردم را هر روز به شورش تحریک میکرد.
زندگی مگان تناقضات عجیبی را در بر داشت. او با غرور و حتی متکبرانه، اما در عین حال از بهترین دعانویس شهر انجام اعمال پست خودداری میکرد؛ با مزد بیآبرویی، بدهیهای عادلانه خود را پرداخت میکرد. نامهای جالب، در پاسخ به پرسشی، توسط مرحوم جان فترستونهاو، اهل گریفینستاون، کینگاد، برای نویسنده حاضر ارسال شد.
برازجان